تالار گفتگو

مهمان گرامی خوش آمدید جستجو | موضوعات فعال | اعضاء

قضاوت كنيد ... انسان ، ماشين تنظيمات
bpi
تاريخ ارسال: 1387/1/22 4:39:4
رتبه: عضو
گروه: عضو عادي

تاريخ عضويت: 1386/11/4
مطالب ارسالي: 19
امتياز: 48
. امروزه در اقتصاد كليه كشورها ، بهره وري به اولويتي ملي تبديل شده است ، تعريف بهره وري ( Productivity ) از لحاظ ماهيت با دو مفهوم ديگر تحت عنوان كارآيي ( Eff iciency ) يا كار انجام شده در مقابل آنچه مورد انتظار است و اثر بخشي ( Effectiveness) يا ميزان تحقق اهداف مرتبط بوده و رابطه آنها به صورت ” كار آيي + اثر بخشي = بهره وري ” تعيين مي گردد. مفهوم بهره وري در معناي عام نوعي نگرش به كار و زندگي در جهت بهترين و بيشترين استفاده از كليه مقدورات انساني وطبيعي به منظور پاسخگويي به نياز هاي تكاملي ، اجتماعي و فردي است .
عوامل موثر بر بهره وري
× چگونگي ويژگيهاي سيستم ، نظام و سازمان ( تكنولوژي ، دستگاه ها و ماشين آلات ، مواد اوليه ، مصرف انرژي ، روشهاي برنامه ريزي وابزارهاي مديريت علمي )
× عملكرد و رفتار انسان در سيستم
ـ مسائل انگيزه و علاقه به انجام كار ( چقدر مي خواهد كار كند . )
ـ توانايي و قدرت انجام كار ( چقدر مي تواندكار كند . )
بديهي است استفاده از منابع سازماني از جمله سرمايه ، ماشين آلات ، انرژي و غيره هريك سقفي دارند و انسان تنها عامل بهره وري است كه عملكرد وي هيچگونه محدوديتي ندارد . بنابر اين انسان مهمترين و اصلي ترين عامل افزايش بهره وري در هر جامعه محسوب مي گردد و پرورش انسان هاي بهره ور مهمترين فعاليت در ارتقا بهره وري به شمار مي رود . بهبود بهره وري منابع انساني ( نيروي كار ) نيز خود تحت تاثير سه عامل اساسي زير قرار دارد.
1- آموزش و پرورش
در جامعه فعلي ايران لازمه تمامي استخدامها تجربيات قبلي نمي باشد و در دروس دانشگاهي نيز كمتر به موضوعات مرتبط به منابع انساني پرداخته مي شود بنابر اين تعليم و تربيت و آموزش كاركنان در بدو و حين خدمت از اهميت به سزايي بر خور دار شده است . آموزش قدرت نيروي كار را در جهت تامين هدف ( ارايه كالا و خدمات بيشتر و ارزنده تر در زمان مشخص ) افزايش مي دهد .
2- انگيزه
انگيزه به معناي ميزان تمايل افراد در وارد شدن به فعاليتهاي جهت دار و ضروري مي باشد . بر انگيختن و ايجاد انگيزه در نيروي انساني شرط اساسي براي رسيدن به هدف است . انگيزش تابع دو عامل متفاوت يعني عوامل راضي كننده و عوامل ناراضي كننده مي باشد .
در تئوري سلسله مراتب نيازها ، پاسخ به نياز هاي سطح پايين ( مانند مزد كم ، اضافه كاري ، سر و صدا و آلودگي محيط كار و كمبود امكانات ) در واقع همان بر طرف كردن عوامل نارضايتي و پاسخ به نيازهاي سطح بالا ( مانند دخالت دادن نيروي انساني در تهيه استاندارد كار ، تعيين اهداف كار ، نمايش و نشان دادن نتايج كار و پاداشهاي مناسب ) نيز ايجاد عوامل راضي كننده مي باشد.
3- وجدان كاري
وجدان كاري صفت و حالتي است كه در شرايط ويژه و بر اثر عوامل مختلف در افراد جامعه بروز مي كند . بطوريكه شخص با احساس مسوليت شديد وظايف و كارهاي محوله را به صورت بهينه به انجام رساند مطمئنا نيروي انساني با وجدان كاري با لا ، بهره وري را بهبود مي بخشد و رفاه و سلامت اجتماعي را فراهم مي سازد . وجدان كاري در ابعاد ارزشها ، فرهنگ ، ادراكات ، نيازها ، علايق ، انگيزه و شخصيت نمايان و قابل تغيير مي گردد. بنابر اين حالت مطلوب از عوامل متعددي از جمله كردار درست و رفتار مطلوب مدير ان و رهبران ، فراهم نمودن شرايط لازم پيشرفتهاي شغلي براي همه افراد ، پرداخت مزد مناسب در قبال انجام كار ، مشاركت گروهي در سازمان ، بكار گيري نيروهاي متناسب با توان وا ستعداد و ايجاد شرايط مساعد براي بروز خلاقيت و نوآوري سر چشمه مي گيرد . و تمامي اين موارد با فرهنگ كار و انضباط در كار هماهنگ شده و باعث افزايش بهره وري خواهد شد.
مديريت بهره وري
افزايش و بهبود بهره وري در هر سازمان تابع و نتيجه كار آيي مديريت است و افزايش بهره وري هدف و مسوليت اصلي مديريت مي باشد . در واقع ايجاد شرايط مناسب براي سطح كاركرد بالاتر ، اساس مديريت بهره وري است .
1- ساختار اساسي افزايش بهره وري
الف ) پذيرش : بايد نياز به تغيير و بهبود در سازمان پذيرفته شود .
ب ) تصميم : پس از پذيرش ايجاد تغيير ، بايد در مورد انجام آن تصميم گرفت .
ج ) اجازه : بايد فرصت انجام تصميمات وجود داشته باشد.
د ) اقدام : اجراي عملي طرحها براي افزايش بهره وري ، بايد هدف نهايي باشد.
2- مديريت تغيير
بهبود بهره وري فرايندي براي تغيير است . مديريت تغيير به مفهوم ايجاد انگيزه ، تحرك و تغيير مي باشد لازم است مقياس و سرعت تغيير را در تمام عناصر سازمان از جمله ساختار نيروي انساني ، طرز نگرشها و ارزشها ، مهارتها و آموزش ، تكنولوژي ، تجهيزات و توليدات هماهنگ كنيم .اين تغييرات ، نگرشها ي مثبت و فرهنگ سازماني را كه براي بهبود بهره وري و تغيير تكنولوژي مناسب خواهد بود ، به وجود مي آورد.
3- كايزن
ارتقاي بهره وري ، يعني بهبود مستمر و ايجاد روشهاي بهبود و بهتر شدن
انتظار براي انجام بهترين عمل به معني از دست دادن فرصت ها ، مستهلك كردن نهاده ها و دست نيافتن به بهتر مي باشد . مطمئنا براي به دست آوردن فنون فردا ، نمي توان سرمايه هاي امروز و زمان را از دست داد .
4- مديريت راهبردي
مديريت راهبردي يعني مديريت ، خط و مشي هاي اساسي را تعيين كند و امور جزيي تر را به مديران و مسولان پايين تر واگذار كند . در نتيجه مدير از روزانه بودن رهايي يافته و به برنامه هاي اساسي خواهد پرداخت. در اين مهم نقش و اهميت مشاوره در اصلاح امور ، اهميت تقسيم كار ، مشاركت در امور و تفويض اختيار به افراد با كفايت موجت افزايش سرعت كار ، كيفيت مطلوبتر و گسترش فعاليتها خواهد گرديد .
پيش نيازهاي بهره وري
باتوجه به اين مباحث سه پيش نياز اساسي براي پرورش انسانهاي بهره ور وجود خواهد داشت .
امنيت اجتماعي ، امنيت اقتصادي و امنيت شغلي
فقدان هر يك از اين موارد باعث بروز نگراني منفي ( به عنوان مهمترين عامل ضد بهره وري ) در نيروي انساني گشته و باعث خلل در وجدان كاري ، انگيزه و آموزش مي گردد و در نهايت سكون ، تكرار و پس روي را به ارمغان مي آورد .

fsh
تاريخ ارسال: 1387/1/22 9:36:19
رتبه: مدیر تالار
گروه: مدیر تالار , کنترل کننده

تاريخ عضويت: 1387/1/20
مطالب ارسالي: 9
امتياز: 30
محل سكونت: Tehran
موارد ارایه شده جالب بود ولی نفهمیدم که در اقتصادی که هنوز ماشین محور است هم نیروی انسانی همین قدر ارزش دارد؟
كاربران اين موضوع را مشاهده نموده اند
Guest


ميانبر تالار
شما نمیتوانید موضوع جدید در این تالار اضافه نمائید.
شما نمیتوانید پاسخ خود را به این تالار بفرستید
شما نمیتوانید ارسالیهای خود را در این تالار حذف نمائید.
شما نمیتوانید ارسالیهای خود را در این تالار تغییر دهید.
شما نمیتوانید نظرخواهی در این تالار ایجاد نمائید.
شما نمیتوانید در نظرخواهی شرکت نمائید.

تالار اصلی RSS : RSS




Copyright © 2009 IPC Co. . All Rights Reserved.
Design & Develop by Keyvan Montazeri.